اپيزودهاي خاكستري

مهدي قاسمي را بايد عزيز اهالي دردمند فرهنگ كاشمر دانست.يك تنه كارهاي كرده كارستان.كارهاي كه جزو وظايف اين اداره و آن نهاد است.او با خروج از سيستم اداري وارد عرصه‌اي بزرگ‌تر و فراخ‌تر شد تا هم به درد معاش برسد و هم در حوزه هنر دُر افشاني كند.
بسياري از محافل هنري كاشمر وامدار اويند.از جمع هنرهاي تجسمي تا اهالي فعال در ساخت انيميشن.از سازندگان فيلم تا عكاسان نكته بين.همه و همه شاهد درخشش نام و نشان اويند.
داش مهدي گفت : وبلاگي گروهي ويژه فرهنگ راه انداخته با نام پرمعناي چراغ موشي !از اين كمترين هم براي حضور در اين گاه نوشت دعوت كرد.اجابت دعوتش را امري واجب دانستم.هر از گاه در خدمت خوانندگان گرامي خواهم بود.زت زياد.
اپيزودهاي خاكستري فرهنگ يك ديار
- وارد نگارخانه ارشاد كه مي‌شوي خودت را در بزم رنگ و تذهيب و كرشمه خط و طنازي قرطاس اسير مي‌بيني . اسارتي شيرين و خواستني . دوري در نمايشگاه خوشنويسي استاد هادي دربان حسيني تو را در خلسه‌اي دوست داشتني غرق مي‌كند.هر شبي عشقت جگر مي‌سوزدم ، همچو شمعي تا سحر مي‌سوزدم. اين را عطار گفته و دربان حسيني با خطي خوش نگاشته است و من و تو در نوستالوژي ناتمام زندگانيمان آن را مزه مزه مي‌كنيم.بايد به دربان بابت سه نكته تبريك گفت:اول انتخاب مضامين ناب ، دوم انتخاب تذهيب و قاب مناسب و سوم هنرنمايي‌اش در ارايه جلوه‌هاي خاص از خط نستعليق.
فضاي نگارخانه با اين نمايشگاه همخواني ندارد. سالني كه نام نگارخانه بر خود گرفته در قد و اندازه جلوه‌گري هنرمندان اين ديار نيست.البته كاچي به از هيچ است. باز هم جاي شكرش باقي است.
- در حاشيه نمايشگاه با دوستان موضوع تكراري مديريت فرهنگي شهر مطرح مي‌شود.همان چراهاي تكراري و قديمي و آزار دهنده.سئوالاتي كه بارها در اين جا و آن جا طرح شده و جالبتر آن كه در محضر ارباب فرهنگ شهر هم بيان شده و حضرات تاييد كرده‌اند!! البته فقط تاييد.بحث به لزوم احداث فرهنگ سرا هم كشيد.اين كه مجموعه شوراي شهر با حضور مجموعه‌اي دانشگاهي و فرهنگي چرا نگاهي علمي و هنري ندارد؟ چرا كارها در حد شعار است و رفع تكليف ؟
كارهاي انجام شده در ماه‌هاي اخير را بررسي كنيد. از جشن‌هاي برگزار شده در پارك‌ها تا نشست‌هاي ريز و درشت برپا شده در اين مجتمع و آن سالن و فلان مسجد و بهمان تكيه! بسياري از كارها براي پُركردن بيلان كاري عالي است.جالبه آن چه انجام شده با آن‌چه گزارش شده زمين تا آسمان متفاوت است.جمعيت در يك مراسم هزارنفر است و در گزارش كار چند هزار نفر!
- كاشمر نيازمند اتاق فكري براي حوزه فرهنگ است.شوراي فرهنگ عمومي شهرستان توان انجام اين مهم را دارد ولي به هر دليل از نيمه دوم سال گذشته تاكنون اين شورا تشكيل جلسه نداده است. راستي دقت كرده‌ايد در اين شش‌ماهه اخير چقدر استفاده از تعبير اتاق فكر در كاشمر زياد شده است؟ اين تعبير در شوراي شهر در شهرداري در دانشگاه در فرمانداري و در اين محفل سياسي و آن دفتر و بهمان نشست و فلان جمع مطرح است.همه هم انگاري از سر درد به خلاء اين اتاق پي برده‌اند آن هم چه پي بردني!!

0 نظرات: